
نایبرییس خانه موسیقی از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست تا هرچه زودتر به رفع دغدغههای هنرمندان و مهجوریت موسیقی اقدامات لازم را انجام دهد.
داریوش پیر نیاكان در پاسخ به سوالی مبنی بر چرایی نداشتن روز ملی موسیقی در ایران و پارادوكسی كه بین احترام به موسیقی ایران در دنیا و در داخل كشور وجود دارد، گفت: ما به عنوان هیاتمدیره خانه موسیقی روز ۹ آبان را به عنوان روز ملی موسیقی به شورای فرهنگ عمومی پیشنهاد دادیم كه با موافقت آنها این پیشنهاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی فرستاده شد و از آن به بعد دیگر هیچ خبری نشد. وی دلیل این نابسامانی را طرز تفكر حاكمیت فرهنگی كشور دانست و بیان كرد: مسوولان فرهنگی كشور سالیان سال است كه موسیقی را كاملا طرد كردهاند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گونهای رفتار میكند كه گویی ما را به حساب نمیآورد. نایبرییس خانه موسیقی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به ایشان میگویم كه با این موضوع كاری نمیتوانند بكنند مگر اینكه آستین بالا زده و با كسانی كه خود میدانند چه كسانی هستند، صحبت كنند تا موسیقی از اسارت و تحقیر آزاد شود. وی خواستار تعیین شدن وضعیت حلال و حرام بودن موسیقی از دیدگاه مدیران فرهنگی شد و افزود: اگر این جریان درست تبیین نشود، آقای حسینی هم نمیتواند كار خاصی صورت دهد حتی اگر دیدی باز نسبت به این جریان داشته باشد و انسان بسیار مثبتی هم باشد.
پیرنیاكان در پایان گفت: آقای حسینی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) ابتدا باید موضع خودش را نسبت به جریانات بیرون از دولت روشن كند. وزارت فرهنگ آدم خوب و مثبت میخواهد ولی برای پیشبرد امور آدم خوب كافی نیست. نایبرییس خانه موسیقی معتقد است از نظر قوانین بینالمللی یونسكو با ثبت یك مقوله فرهنگی میتواند در حفظ و حراست از آن بكوشد. داریوش پیرنیاكان، نوازنده و محقق موسیقی در گفتوگو با ایلنا ضمن اظهار این مطلب گفت: وقتی یك مقولهای در یونسكو ثبت میشود، از نظر فرهنگی جایگاهش تثبیت میشود و جزو فرهنگ تمام ملتها ثبت میگردد. وی افزود: از نظر قوانین بینالمللی با ثبت یك مقوله در یونسكو، این نهاد فرهنگی بینالمللی میتواند در حفظ آن دخالت كند، در حقیقت یونسكو با ثبت یك اثر یا یك مقوله آن را به یك فرهنگ هنر جهانی تبدیل میكند. وی ادامه داد: یونسكو حق دارد در آثاری كه ثبت شده نظارت داشته و اجازه ندهد كه مورد هجوم قرار گرفته و از بین بروند. پیرنیاكان در مورد حمایتهای یونسكو از موارد ثبتی خود توضیح داد: احتمالا اگر كسی بخواهد بر روی موسیقی ردیفی ایران تحقیق كند، یونسكو هم از لحاظ مادی و هم از كمكهای فكری دریغ نمیكند. این مدرس موسیقی خاطر نشان كرد: ثبت ردیفهای موسیقی ایران در یونسكو بر رفع بسیاری از دلمشغولیهای اهالی موسیقی تاثیر بسزایی دارد زیرا از ردیفدانان موسیقی ایران بر نظارت یونسكو از موسیقی ردیفی ایران مطمئن هستند. این جریان باعث روشنتر شدن افقها و امیدوارتر شدن آنها خواهد شد.
منبع: روزنامه دنياي اقتصاد (www.donya-e-eqtesad.com)

سلام![]()
زنده باد
از دوستان دعوت می کنم از وبلاگ جدید بنده دیدند کنند و نظر خود را در اختیار من قرار دهند
البته هنوز رنگ و لعاب درستی به آن نداده ام و مشکلاتی از نظر ظاهر دارد
خدانگهدار![]()


خیزش عظیم اجتماعی مردم در سال های منتهی به انقلاب اسلامی ایران منجر به ظهور نسلی جدید از موسیقیدانانی شد که به سبب ارتباط تنگاتنگ خود با مردم و جامعه آن روز از ویژگی های خاصی برخوردارند. بی شک هنرمندان بزرگ بسیاری در تاریخ هنر یک مرزوبوم سهم دارند اما باید پذیرفت برخی از ایشان بسته به زمان، مرزهای هنر خاص را درمی نوردند و آنچنان با عامه مردم - که خود نیز از آنان برآمده اند- درمی آمیزند که زبان حال جامعه خود شده و آثارشان در کنار ارزش های والای هنری به پدیده یی اجتماعی نیز بدل می شود که در این میان موسیقی و شعر به ویژه در صورت تلفیق عملاً بیشترین کاربرد و تاثیرگذاری را داشته و خواهند داشت.
جنبه دیگر خاص بودن این دسته از هنرمندان تاثیر دوچندانی است که آثار و فعالیت هایشان در جامعه بر جا می گذارد. این آثار به سبب ویژگی های اجتماعی خود می تواند بی آنکه استانداردهای هنری خود را برای ارتباط با مردم نا آشنا با معیارهای آن هنر تنزل بخشد، مرزهای مخاطب معمول را بشکند و در دل و ذهن عامه نیز جای خود را بیابد و کاربرد اجتماعی و هنری بسیار وسیعی را در پی داشته باشد، چرا که این آثار در پشت لایه اول و کوتاه مدت تاثیرگذاری که همان بعد اجتماعی و کاربردی آن است، در طول زمان سلیقه هنری بخش بسیار بزرگ تری از جامعه را به نسبت دیگر آثار هنر جدی ارتقا می بخشند و بالقوه جامعه را برای یک جهش فرهنگی در آینده مهیا می سازند؛ واقعه یی که کم و بیش در موسیقی پس از انقلاب شاهد آن بوده و هستیم که اگر حمایت و برنامه ریزی بهتری را نیز از سوی متولیان فرهنگی طی ۳۰ سال اخیر به همراه داشت، می توانست بسیار موثرتر و گسترده تر بروز کند.
در حوزه موسیقی ایرانی از این دست هنرمندان بسیارند و اگر از تصنیف سازان و شعرای مرتبط با این حوزه در دوران مشروطه و کشاکش های اجتماعی ابتدای دوران پهلوی اول مانند «عارف قزوینی»، «ملک الشعرای بهار»، «میرزاده عشقی»، «امیر جاهد» و... که آثارشان با بار اجتماعی متاثر از آزادیخواهی و مبتنی بر شرایط زمانه خود توانست با نفوذ به بخش هایی از اجتماع تاثیرگذار باشد و ماندگار شود، بگذریم، در دهه های ۲۰ الی ۴۰ شمسی شاگردان «ابوالحسن خان صبا» و ادامه دهندگان مکتب «علینقی وزیری» در ارتباط با هم در فضایی دیگر و با تکیه به محمل رادیو توانستند نوعی از موسیقی مردم پسند را به جامعه ارائه دهند که رابطه بسیار محکمی با ریشه های موسیقی دستگاهی و نسل های پیش از خود داشت. این اتفاق در زمانی که سرآغاز ورود و اشاعه موسیقی های پاپ غربی و ایرانی مبتنی بر موسیقی غرب بود توانست تا حدود زیادی جایگاه موسیقی ایرانی را در اجتماع آن زمان حفظ کند و به نسل های بعد از خود برساند اما بخش مهمی از این گونه موسیقی به مرور زمان و برای حفظ جایگاه خود در رقابت با موسیقی های پرزرق و برق پاپ به انواع عامه پسندتر و دورتر از اصول زیبایی شناسانه موسیقی ایرانی کشیده شد.
استمرار و گسترش این روند کم کم برخی موسیقیدانان دلسوز حوزه موسیقی ایرانی و متولیان فرهنگی را نگران ساخت و حرکت هایی برای حفظ و احیای موسیقی ایرانی از سوی آنان به صورت مستقل یا در قالب تشکل های مختلف دولتی و دانشگاهی که مهم ترین آن مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی به تولیت رادیو و تلویزیون ملی ایران بود آغاز شد و نهایتاً برآمدگان همین جریان سکان موسیقی ایرانی را طی جریانات منجر به انقلاب در دست گرفتند. از مهم ترین آهنگسازان این دوران که توانستند با آثار خود ضمن نفوذ در جریان حرکت مردم طی حرکت آزادیخواهانه خود، روندی جدید و پویا در موسیقی ایرانی ایجاد کنند که آثار آن به وضوح هنوز هم در بین نوازندگان و آهنگسازان نسل پس از ایشان هویداست می توان از «محمدرضا لطفی»، «حسین علیزاده» و شادروان «پرویز مشکاتیان» به عنوان طلایه داران این جنبش که به جنبش احیا نیز معروف است، نام برد.
بدیهی است دغدغه آزادیخواهی، مردم و کشور در این هنرمندان از ویژگی و اهمیت بالایی برخوردار بوده که موجب ایجاد و خلق چنین آثاری شده است. در کنار تاثیراتی که این سه هنرمند در اثر همزیستی و همکاری بر یکدیگر داشته اند، شاید باز هم به جرات بتوان گفت این ارتباط با جامعه و فرهنگ کهن ایرانی در پرویز مشکاتیان با بروز و نمود بیشتری همراه بوده است؛ هنرمندی که امروز بنا به مناسبتی تلخ قرار است بیشتر به او بپردازیم. حس وطن دوستی و به نوعی وطن پرستی در آثار و گفته های مشکاتیان چنان پدیدار و بارز است که احتیاجی به تاکید ندارد و با کوچک ترین مراجعه به گفت وگوها و آثار وی از کلمات و جمله ها تا ملودی، ریتم، سازبندی و انتخاب اشعار همه گواه بر اهمیت بسیار پررنگ ایران و فرهنگ ایرانی نزد وی دارد.
او به خوبی با فرهنگ و تاریخ ادبیات ایرانی آشنا بود و به آن فخر می کرد و آن را دستمایه ساخت آثار و تصانیف جاودان خود می نمود؛ جاودانگی که برآمده از زاویه بکر نگاه او به همین فرهنگ و تاریخ بود و شوریدگی او به آنها رنگی نو و دل انگیز می بخشید. آثار او سهل و ممتنع بود، از یک طرف چنان به اصول و ریشه های فرهنگی کهن کشورمان وابسته بود که در نگاه اول گویا از دل تاریخ و تفکر غنی و باستانی ایرانی استخراج شده اند و از سوی دیگر با کمی دقت آنچنان تازه و بدیع که گویا برای اولین بار است چنین صدایی را می شنویم؛ از ریتم و ملودی گرفته تا رنگ خاص صدایی که از ساز یا از قطعات گروهی اش به گوش می رسد.
اما از طرفی دیگر همین ارتباط فرهنگی را نیز می توان سرچشمه انزوای او در سال های اخیر دانست. هنرمندی که در دوران فوران آزادیخواهی مردم آنچنان پا به عرصه اجتماع می گذارد و با آثار آتشین خود ایشان را همراهی می کند، چگونه است که در سال هایی دیگر چنین به کنج خلوت خود فرو می رود؟ بد نیست باز هم به گفته های وی در مصاحبه ها و گفت وگوهایی که با نشریات و رسانه های مختلف داشته و کم هم نیستند، مراجعه کنیم. او از سال ها پیش تقریباً بدون استثنا از رویه برخورد دستگاه های دولتی متولی فرهنگ با موسیقی و به ویژه صدا و سیما به شدت انتقاد و گله کرده بود.
به خوبی می توان دغدغه و بار اندوهی را که از چنین برخوردهایی با این میراث گرانمایه، آن هم از سوی به ظاهر متولیان آن بر دل داشت، درک کرد ولی او باز ملجأ را مردم می دانست و بارها گفته بود «می شود از عاطفه زمان سوءاستفاده کرد اما با حافظه زمان نمی شود کاری کرد و مردم در درازمدت قضاوت درست می کنند...» و این همان خیل مردمی بودند که برای وداع بر سر پیکر او جمع آمدند و دغدغه های او را با اعتراض نمادین به سخنان نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که نه به شخص بلکه به روندی تاریخی که خود و هنرمندشان نمی پسندیدند، بازگو کردند.
کیوان فرزین
منبع: روزنامه اعتماد ( www.etemaad.ir )

در ادامه مطلب بخوانید:
ریشهی موسیقی عاشیق لار در منطقهی آذربایجان ایران است

به دنبال کارکردهایی دیگر

تولید انبوه سازهای سنتی درست نیست

ادامه مطلب...


روزنامه لسآنجلس تایمز در مطلبی دربارهی حافظ ناظری، پسر شوالیه موسیقی ایران، از وی بهعنوان «خالق گونه جدیدی از موسیقی كلاسیك» نام برده است.
حافظ ناظری روز سوم اكتبر (شنبه ۱۱ مهرماه) در سالن تئاتر "پانتاگس" لسآنجلس در قالب یك گروه آمریكایی و ایرانی، سمفونی مولانا با نام «دور اول» را اجرا خواهد كرد.
قرار است در این اجرای دو ساعته، شهرام ناظری، از بزرگترین خوانندگان ایران به همراه جمعی از اعضای شاخه موسیقی انجمن لینكولن قطعاتی را بخواند.
روزنامه لسآنجلس تایمز بههمین بهانه، گزارشی از این استعداد جوان موسیقی ایران را به چاپ رسانده است.
در ابتدای این مطلب آمده است: «تركیب آواهای سنتی ایران و موتیفهای كلاسیك غربی توسط حافظ ناظری را نباید "موسیقی جهانی" توصیف كرد.»
ناظری ۳۰ ساله خودش در اینباره به لسآنجلس تایمز گفت: اصلا نمیتوان این را موسیقی جهانی دانست؛ این یك گونه جدید موسیقی كلاسیك است كه نه كاملا غربی و نه كاملا شرقی است.
وی اظهار كرد: میخواستم موسیقی خلق كنم كه میان تأثیرات غرب و شرق تعادل برقرار كند. بیشتر مواقعی كه موسیقیدانان این را اجرا میكنند، یك فرهنگ بر فرهنگ دیگر مستولی مییابد؛ بهگونهای كه احساس میكنید تعادلی وجود ندارد.
لسآنجلس تایمز با اشاره به اینكه حافظ ناظری در یك خانوادهی اهل موسیقی رشد یافته است، به نقل از آن لوكاس، موسیقیدان قومشناس دانشگاه UCLA آورده است: «حافظ ناظری بهواسطهی پدرش در جایگاه بینظیری قرار دارد. پدرش بسیار به سنت پایبند بود، هرچند بهتازگی به ایدههای جدید بازتر نگاه میكند. این یك نوع مبادلهی سبكها میان پدر و پسر است.»
این روزنامه آمریكایی در ادامه آورده است: «در كنسرت روز سوم اكتبر، تماشاگران شاهد یكی از جدیدترین خلاقیتهای حافظ ناظری خواهند بود؛ یك سهتار سنتی با دو سیم اضافه برای افزایش میدان و برد آن كه او خودش نام آن را "حافظ" گذاشته است.»
ناظری جوان در اینباره میگوید: هزاران نفر در ایران كه سهتار مینوازند، مخالف و علیه من هستند. آنها میگویند چرا دو سیم اضافی به این دستگاه اضافه كردهام؟ اما من از آنها ناراحت نمیشوم.
حافظ ناظری در واكنش به این انتقادات میگوید: اگر شما سنتهای پنجهزار سال قبل را حفظ كنید، یعنی در پنجهزار سال قبل زندگی میكنید. بهنظر من این نوآوری باید بخشی از سنت شود.
در همین حال، یك استاد موسیقی ساكن نیویورك كه خواست نامش فاش نشود، درباره سبك جدید حافظ ناظری گفته است: بهنظر من موسیقی او عالی و بینظیر است. من مطمئنم كه او سفارشات زیادی برای اجرا دریافت خواهد كرد. ایرانیهای ثروتمند زیادی در خارج از كشور هستند كه او را دوست دارند.
منبع: خبرگزارى ايسنا (www.isna.ir)


لحظاتی پیش ردیف موسیقی سنتی ایرانی به عنوان چهل و پنجمین اثر جهانی بعد از نوروز دومین اثر میراث ناملموس جهانی شناخته شد.
معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ضمن بیان این مطلب افزود: ثبت جهانی ردیف موسیقی ایرانی افتخار بزرگی برای کشور ایران به شمار میآید.
مسعود علویان صدر در ادامه خاطرنشان کرد: ردیف موسیقی سنتی موسیقی کلاسیک ایرانی مجموعه الگویی بنیادی است که برای اجرای موسیقی بداهه پردازی و آهنگ سازی و در حقیقت چند مجموعه از آهنگ محسوب میشود
وی اضافه کرد: گوهر موسیقی کلاسیک ایرانی بازتاب و نوعی تفکر زیبایی شناسی ایران نسبت به موضوعات مختلف در قالب موسیقی مطرح میشود.
وی ادامه داد: ردیف موسیقی وسیلهای برای حفظ و انتقال میراث فرهنگی ایران در قالب ساختارهای زیبایی شناختی است که به طور شفاهی از استاد به شاگرد منتقل میشود.
علویان با اشاره به اینکه سابقه تاریخی ردیف بررسی در دوره قاجار تکوین و تاریخچه آن به اواسط دوره صفویه قابل پیگیری است اظهار داشت:در حقیقت صورت بندی مجموعهای از نظام موسیقی کهن کشور است که به قرنها پیش بازمیگردد.
این مقام مسئول در سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری با اشاره به دو نوع ردیف موسیقی به نام آوازی و سازی بیان داشت: ردیفهای سازی با توجه به ویژگیهای فنی سازهای مختلف اجرا میشوند.
معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی تصریح کرد: تار، سه تار، سنتور، کمانچه، نی، عود، قانون ویالون ،سازهای اصلی موسیقی کلاسیک هستند که با آنها ردیف اجرا میشود.
وی با بیان اینکه موسیقی کلاسیک ایرانی از ۲۵۰ ملودی تشکیل شده که با عنوان گوشه، با نظم و ترتیبی خاص در قالب هفت مجموعه اصلی به نام دستگاه و حدود شش مجموعه به نام آواز دسته بندی میشوند تأکید کرد:دستگاههای هفت گانه نیز از شور، سه گاه، چهارگاه، ماهوروهمایون،نوا ،راست پنچگاه و آوازها از ابوعطا، بیات ترک، افشاری و بیات اصفهان تشکیل شدهاند.
منبع: خبرگزاری میراث آریا (www.chtn.ir)


صبح پنجشنبه بسیاری از علاقه مندان موسیقی در کنار استادان موسیقی کنار هم ایستادند و پیکر پرویز مشکاتیان را به سوی زادگاهش در کنار عطار نیشابوری بدرقه کردند. آیین مشکاتیان پسر زنده یاد پرویز مشکاتیان که آخرین نفر در میان سخنرانان بود در یاد پدرش سخن گفت و حرف هایش را چنین تمام کرد؛ «پرویز مشکاتیان رفت و شما آمده اید تا در غم ما سهیم باشید. اما خواهش می کنم در سکوت حرکت کنیم.» این گونه بود که پیکر مشکاتیان بر دوش اهالی فرهنگ و موسیقی نشست و در سکوت و گریه بدرقه شد. حسین علیزاده یکی از سخنرانان صبح پنجشنبه بود. او یکی از یاران دیرین پرویز مشکاتیان از زمان تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و کانون چاووش تا سال ها بعد بود. علیزاده با کت و شلوار و عینکی سیاه کوتاه حرف زد؛ «شاید پرویز این دلگرمی را سالیان سال از وجود تک تک شما حس کرده بود. برای من راحت نیست درباره کسی حرف بزنم که امروز در میان ما نیست. هرچند که همه ما معتقدیم پرویز نمرده است.»
او ادامه داد؛ «آثار او و یادش جاودانه است. از بزرگ ترین ویژگی های او زلال بودن موسیقی اش بود که در دل مردم می نشست و بی شک این بزرگ ترین مرحله برای یک هنرمند است که آثارش بر دل مردم بنشیند.» ادامه حرف های علیزاده چنین بود؛ «با پرویز از دوران نوجوانی زندگی کردیم و باور نخواهیم کرد که امروز این زندگی از دست رفته است. او روح خود را فشرده کرد تا عصاره وجودش اهمیت یابد. پس ما با او وداع نمی کنیم زیرا شما به عنوان پشتیبانان موسیقی دل ما را گرم نگه می دارید تا ما راه خود را ادامه دهیم.» و پایان حرف هایش؛ «موسیقی باید حرف خودش را باز کند و در این کشور زنده بماند. اگر شما نبودید شاید این موسیقی تا امروز خاموش شده بود.» به گزارش ایسنا محمدرضا درویشی دیگر سخنران بود که گفت؛ «خیلی از موسیقیدانان نسل ما امروز خانه نشین هستند و خیلی ها فرصت هنرنمایی ندارند زیرا وقتی صحنه را از هنرمند بگیرند، دق مرگ خواهد شد. مشکاتیان نمرد، بلکه به قتل رسید و نه توسط یک فرد بلکه توسط شرایط ناجوانمردانه فرهنگی ...» او ادامه داد؛ «آیا مدیران فرهنگی در این دهه یک قدم برای موسیقی برداشته اند؟ این اتفاق مگر در دوره های بسیار کوتاهی رخ داده باشد.
مثلاً اولین ارکستر سمفونیک خاورمیانه در دوره پرویز محمود در تالار وحدت تشکیل می شود اما این ارکستر امروز به چه روزی افتاده است؟ از آن زمان کدام هنرستان موسیقی تشکیل شده است؟ پس این سوال مطرح است که جای حمایت مسوولان از موسیقی و موسیقیدانان چه می شود؟» این آهنگساز ادامه داد؛ «این صندلی هایی که مخصوص موسیقی کشور در نهادهای مختلف است، هیچ خدمتی به موسیقی نکرده است و در این میان بزرگ مردی چون پرویز مشکاتیان می میرد و این سوال مطرح می شود که چه بر او گذشته که باید در اوج جوانی دق مرگ شود؟» درویشی تاکید کرد؛ «چه اتفاقی در موسیقی ما در حال افتادن است؟ آیا فرهنگ موسیقی ایران زمین برای مدیران اهمیت دارد؟ آیا هر روز که یکی از بزرگان موسیقی مقامی در گوشه خانه اش دق می کند، کسی درباره آنها حرفی می زند؟ آیا ما امروز بر سر خاک حاج قربان ها می رویم و حواس مان به غلامحسین سمندری که در حال مرگ است، هست؟ این مرگ ها برای چه کسی مهم است؟ اینکه امروز بیاییم در اینجا جمع شویم و بگوییم او استاد بزرگی بود، کافی نیست زیرا این جریان همچنان ادامه دارد. امروز متاسفانه عده یی از مدیران نه تنها کمکی به رشد موسیقی نمی کنند بلکه چوب لای چرخ هنر می گذارند.» حسن کسایی نوازنده نی که این روزها در بستر بیماری است پیامی برای مراسم فرستاده بود؛ «دیروز شهریار فریوسفی و امروز پرویز مشکاتیان.
هر لحظه خبری می رسد از رفتن یاری و من در این میان مانده ام به چه کاری؟ خبر کوتاه است اما جانکاه. فیروزه یی که از دیار نیشابوری به انگشتری ما رسید و امروز که اشکی به یاد یار از دست رفته و آهی برای آنها که امروز مانده اند، می ریزیم.» عباس سجادی مجری مراسم با خواندن این پیام، شعری از اسماعیل خویی در سوگ پرویز مشکاتیان را خواند که به تازگی سروده شده است. داریوش پیرنیاکان سخنگوی خانه موسیقی نیز با خواندن شعری در سوگ این هنرمند سخن گفت؛ «امروز این سوال مطرح است که چرا مشکاتیان در اوج پختگی و سازندگی و توانایی که برای ساخت قطعات جدید داشت، باید خانه نشین شود و چرا باید هنرمندان در گوشه منزل خود دق کنند. چرا متولیان به وضع اسفبار موسیقی چاره نمی کنند و دامن این وضعیت مثل خوره به جان موسیقیدانان و هنرمندان می افتد تا آنها را گوشه نشین کند.»
او با تاکید بر اینکه مشکاتیان در سکوت خود دق کرد، ادامه داد؛ «چرا او در اوج پختگی نباید کارهایش را ادامه دهد. در واقع او وضع موسیقی و جایگاه آن را مناسب نمی دید و به همین دلیل مشتاقانش سال ها از او کار جدیدی نشنیدند و این بی شک به مسائل پیچیده فرهنگ امروز موسیقی ما بازمی گردد.» همایون شجریان هم که به نمایندگی از خانواده شجریان در جمع حاضر بود، گفت؛ «از خودم چیزی ندارم که قابل تقدیم کردن به پرویز مشکاتیان باشد. اما یکی از قطعات خودش به نام «قاصدک» را به او تقدیم می کنم.» همایون آنگاه «قاصدک» را که سال ها پیش حاصل همکاری مشکاتیان و پدرش بود، خواند. در تشییع با شکوه پیکر پرویز مشکاتیان هنرمندان بسیاری از حوزه های مختلف حضور داشتند. عباس کیارستمی، خانواده کامکارها، صدیق تعریف، علی جهاندار، قاسم رفعتی، پری ملکی، هنگامه اخوان، کیوان ساکت و... اشاره کرد.
منبع: روزنامه اعتماد (www.etemaad.ir)

گروه «نوای مهر» آثار مشكاتیان را مینوازد

شعر بی واژه مشکاتیان منتشر می شود

نواهای ماندگار

پرویز مشکاتیان در همسایگی عطار آرام گرفت

سوئیت سمفونی «مقاومت» با حضور رییس جمهور با یك دقیقه سكوت برای «مشكاتیان» به صدا درآمد

کجایید ای سبک روحان عاشق

چهرههای مطرح موسیقی تکرار ناپذیرند

ادامه مطلب...



پیكر زنده یاد پرویز مشكاتیان، نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز، روز پنج شنبه دوم مهر ماه از مقابل درب تالار وحدت تشییع میشود. مراسم تشییع پیكر پرویز مشكاتیان روز پنج شنبه دوم مهرماه ساعت ۱۰ صبح با حضور هنرمندان و موسیقیدانان کشور از مقابل تالار وحدت برگزار میشود، اما هنوز مكان خاكسپاری این هنرمند که آیا قطعه هنرمندان بهشت زهرا خواهد بود یا آرامگاه شهرنیشابور (زادگاه مشکاتیان) مشخص نیست.پرویز مشكاتیان آهنگساز،ملودی پرداز و نوازنده توانای سنتور روز دوشنبه ۳۰ شهریور ماه سال ۸۸ در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی در منزلش از دنیا رفت.مشکاتیان متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور، آهنگساز، نوازنده سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر موسیقی بود.تصنیف «دشتی»، «غم انگیز»، «آستان جانان»، «شیدایی»، «سرانداز»، «سرو ناز»، «بیداد»، «كرد بیات»، «رزم مشترك»، «وطن»، «ایرانی»، «چوپانی پیروزی»، «طلوع»، «جان جهان»، «سركش»،«دل انگیزان»، «گلنوش»، «صبح است ساقیا»، «چكاد»، «افسرده حال»، «شكر و شكایت»، از جمله آثار ماندگار اوست كه با صدای شهرام ناظری، محمدرضا شجریان و... ثبت شدهاند.
منبع:جامجم آنلاین (www.jamejamonline.ir)


استاد پرويز مشكاتيان دار فاني را به سوي جهان باقي وداع گفت.
استاد پرويز مشكاتيان امروز صبح بر اثر ايست فلبي در منزلش درگذشت.
پرويز مشكاتيان در سال 1334 در نيشابور متولد شد ، وي كار هنري خود را در شش سالگي با پدرش، مرحوم حسن مشكاتيان كه استاد سنتورنوازي و آشنا با ويولن و سهتار بود، آغاز كرد.
مشكاتيان، رديف ميرزا عبدالله را نزد نورعلي برومند و داريوش صفوت و مباني موسيقي ايراني را نزد اساتيدي چون محمدتقي مسعوديه، عبدالله دوامي، سعيد هرمزي و يوسف فروتن فراگرفت.
او كار سنتورنوازي خود را به شيوه رسمي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي آغاز كرد و در اين زمينه بسيار موفق بود و كارهاي بزرگ فراواني را در زمينه آهنگسازي وسنتورنوازي به ويژه تكنوازي انجام داد و همچنين تاليفات ارزشمندي در زمينه موسيقي وشيوه سنتور نوازي از خود بجا گذاشت .
رابطه دوستي و هنري استاد پرويز مشكاتيان و استاد ذوالفنون به سالها قبل بر ميگردد، لذا از طرف استاد ذوالفنون و مكتب موسيقي ذوالفنون اين ضايعه دردناك و جبران ناپذير را به خانواده آن مرحوم و جامعه هنري ايران بخصوص جامعه موسيقي تسليت عرض مي كنيم و از پروردگار يكتا براي روح آن بزرگوار طلب آمرزش مي كنيم .
منبع:سایت استاد ذوالفنون(www.zolfonoon.ir)

کنسرت «موسیقی صلح» شهرام ناظری در امریکا

جشن موسیقی فجر امسال كامل تر میشود

تلفیق تنبور و دوتار در یک ساز

زيبايي شناسي موسيقي عامه پسند
آيا «پاپ» هنر است؟

ادامه مطلب...

بزرگان موسیقی جایزه ویژه ندارند

جشنواره بینالمللی موسیقی فجر امسال سه جایزه ویژه دارد كه هر سه این جوایز به نام شعرا نامگذاری شده است و نامی از جایزه ویژهای به نام یكی از هنرمندان و یا بزرگان عرصه موسیقی نیست.
حسن ناهید با بیان این مطلب به مهر گفت: البته شعرا از جایگاه ویژهای در فرهنگ موسیقایی ما برخوردارند و قطعا باید از آنها به شیوههای گوناگون تجلیل به عمل آید اما بسیار خوب میشد اگر در جشنواره موسیقی فجر امسال جایزه ویژهای نیز به نام یك موسیقیدان نامگذاری میشد.
این استاد نینوازی افزود: من از جزئیات جشنواره موسیقی فجر امسال اطلاع چندانی ندارم فقط در خصوص این جوایز ویژه باید بگویم ما موسیقیدانهای بزرگی در طول تاریخ داشته ایم و داریم كه تاثیر شگرفی در اعتلای هنر سرزمینمان داشتهاند؛ به گمانم در جشنوارهای كه با محوریت موسیقی برگزار میشود اگر قرار است جوایز ویژهای اهدا شود میبایست حداقل یكی از این جوایز به نام بزرگان موسیقی باشد.
در ادامه مطالب بخوانید:
سكه به نام شاعران زدند
به نام موسيقي به كام شعر
منبع: جامجم آنلاین (www.jamejamonline.ir)
ادامه مطلب...







