


(قسمتی از نامه سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (اقای صفار هرندی))
(۱۳۸۴)
حرمت موسیقی و حرمت موسیقیدان
ذهنیت خنثی و گاه منفی غالب مذهبیون از مقوله موسیقی عملا حرمت موسیقیدان ایرانی را خدشه دار کرده است .
بسیاری از مدیران حوزه های مختلف حتی اگر ته دلشان راضی نباشد چنین وانمود می کنند که با جماعت موسیقیدان رابطه ای ندارند در ظاهر تعارفاتی می شود و گاه به ضرورت از موسیقیدانان در جایی نامی هم می رود و احیانا جایزه ای هم تقدیم می شود ولی اگر خوب دقت کنیم متوجه می شویم در این زمانه اهالی موسیقی چه نوازندگان دوره گرد خیابانی و چه موسیقیدانان فرهیخته و صاحبنظر شانیتی هم ارز سایر افراد جامعه ندارند .
روزانه صدها (...) از ایستگاههای متروی تهران به عنوان پاتوق برای کسب و کار خویش بهره میگیرند و کسی را با ایشان کاری نیست اما به محض اینکه دو جوان بلوچ با ساز قیچک و آواز می خواهند مسافران مترو را دقایقی میهمان نغمات بکنند عو.امل حراست مترو چون پلیس اسکاتلندیارد برسر آنان می ریزند و به خیال خام خود با مظاهر پلیدی و مزاحمت مبارزه می کنند یک پیام آشکار اینگونه برخوردها این است که ای جوان بلوچ ساز قیچک بگذار و مواد مخدر بردار تا کامیاب شوی .
اگر از این نمونه کوچک بگذریم برخورد توهین آمیز بزرگترین رسانه ملی کشور با هنر موسیقی را چگونه هضم کنیم ؟ موسیقیدان ایرانی به تلویزیون دعوت می شود موسیقی هم پخش می شود اما ساز او را نشان نمی دهند . یعنی موسیقیدان خوب است ! موسیقی اش هم خوب است اما سازش بد است ؟ این ساز ایرانی هم امروزه چوب دوسر نجس شده است تلویزیون خودمان که نشان نمی دهد تلویزیونهای غربی هم که قرار نیست مروج فرهنگ ما باشند پس نشان نمی دهند برخی هموطنان تهی مغزمان که در آنسوی آبها امکانات رسانه ای دارند نیز به جای سازهای ملی ایران گیتار و درامز نشان می دهند حال اگر قرار باشد نوجوان ایرانی به بخشی از هویت خود که به طور طبیعی در میزان معرفت او نهفته است دست یابد باید چه بکند ؟
آقای صفار هرندی ! شما بعنوان عالی ترین مسئول فرهنگی و هنری کشور می بایست داعیه دار این بخش از هویت ملی ایرانیان باشید و با مدیران تلویزیون جدل کنید که چرا تصویر ساز را از دیدگان ایرانیان فروگذارده اند آیا بدآموزی دارد یا موجب فساد و تباهی نسل جوان است ؟ اگر به واقع نگرانی هایی دارند می توانید با بهره گیری از اهل فن آنها را مجاب کنید که ضرر نشان ندادن ساز بسیار بسیار بیشتر ازوضعیت فعلی است . می توانید به آنها تفهیم کنید که شمایل تاروسه تار تن پوش زیرین مدونا و ماریاکری نیست که اینچنین از نشان دادنش می هراسند بلکه برعکس بخشی از تاریخ این سرزمین در همین ابزار و ادوات نهفته است و ما اگر می خواهیم در جهان امروز قدرتی باشیم باید از تک تک عناصر هویتی خود بهره بگیریم .
هوشنگ سامانی
منبع: خانه موسیقی
--------------------------------
گفتگو با "مجيد ناظم پور" محقق و نوازنده "بربط
* بر خلاف ايران كه عود مهجور مانده، در كشورهاي عربي جايگاه ويژهاي در موسيقي دارد. دلايل اين اتفاق چيست؟
ـ عود در اركستر و موسيقي عربي حكمفرمايي ميكند ولي در موسيقي ايراني اگر هم از عود استفاده ميشود به صورت خيلي مهجور و در حد تزيين اركستر است!
اين اتفاق به خاطر دو دليل عمده است. يكي اين كه عود از صفويه به بعد در ايران فراموش شد و درست در همان فاصله عربها بيشتر روي آن كار كردند.
دوم اين كه برميگردد به مباحث روان شناسي جامعه كه هر سازي را اگر راديو و تلويزيون مكرر و مداوم در گوش مردم پخش كند، مردم به آن عادت ميكنند و آن صدا را به عنوان انتخاب اولشان بر ميگزينند.
در شرايط فعلي وقتي كه از تلويزيون و راديو صداي كيبورد، گيتار غير حرفهاي ميشنويم، طبيعي است كه الگوي جوانان موسيقي تقليدي و درجه سه بشود كه من روي آن اسم پاپ را هم نميگذارم.
اگر آثار مرحوم واروژان موسيقي پاپ باشد، اين موسيقيها نه تنها موسيقي نيستند كه پاپ هم نيستند.
نكته ديگر همان بحث قديمي و بيسرانجام نشان ندادن شكل سازها از تلويزيون است.
منبع: سایت عود مجید
---------------------------------------------
نامه موسيقي دانان به وزير ارشاد
واحد مركزي خبر، ايرنا: انجمن نوازندگان خانه موسيقي بعد از ظهر شنبه پانزدهم بهمن ماه كه قرار بود در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر برگزار شود، به دليل نرسيدن به حد نصاب آغاز نشد. اما هنرمنداني كه به تئاتر شهر آمده بودند اعتراضات خود را نسبت به وضعيت موجود موسيقي ابراز كردند. داريوش پيرنياكان يكي از اعضاي اين انجمن در اين جلسه نيمه رسمي ضمن انتقاد از وضعيت موسيقي در وزارت ارشاد گفت: يك سري اتفاقات عجيب در كنار موسيقي رخ داده است كه باعث تعجب اهالي موسيقي شده است. عضو مستعفي شوراي عالي سياست گذاري دفتر موسيقي ارشاد از هنرمندان خواست تا نسبت به موضوعات رخ داده از وزارت ارشاد و نهادهاي ذيربط توضيح بخواهند. متاسفانه وزارت ارشاد و ساير نهادهاي دولتي با موسيقي مثل فرزند ناتني برخورد مي كنند. اما بايد يك بار براي هميشه تكليف موسيقي مشخص شود. پيرنياكان به برخوردهاي توهين آميز صدا و سيما با موسيقي اشاره كرد: تا زماني كه تلويزيون ايران از نشان دادن ساز خودداري ميكند و با موسيقي برخورد نامناسب ميكند، نبايد اجازه داد اثري از آن پخش شود. وي با اشاره به نحوه پخش صداي استادان بزرگ موسيقي از تلويزيون آن را در شان اين استادان نيست: تلويزيون صداي ني استاد كسايي را پخش ميكند و تصوير او را نشان نميدهد. يا صداي استاد بنان را قطع ميكند و تبليغ پخش ميكنند. اين توهين به هنر اين استادان است و جايي بايد تمام شود. حميد رضا نوربخش يكي ديگر از شركت كنندگان در اين برنامه نشان ندادن ساز در تلويزيون را تنها توهين به نوازنده ندانست و آن را توهين به خواننده هم دانست: خواننده و نوازنده تفاوتي با هم نميكنند مهم اين است كه تلويزيون با موسيقي برخورد مناسبي ندارد. هوشنگ ظريف نيز با اشاره به بودجه كلان جشنواره موسيقي فجر از قيمت بالاي بليطهاي جشنواره انتقاد كرد: من شاهد بودم كه دو دختر جوان زماني كه ديدند بليط جشنواره هشت هزار تومان است گفتند به جاي اين كه وقت و پولمان را حرام كنيم مانتو ميخريم. چرا بايد بليط جشنواره اينقدر گران باشد كه مردم نتوانند در آن سهيم باشند. در اين جلسه كماكان در حال برگزاري است مسائل و مشكلات خانه موسيقي و مديريت غير موسيقيايي هنرستان موسيقي مطرح شد و برخي از اعضاي شركت كننده پيشنهاد برگزاري مناظرهاي ميان فقها و موسيقيدانان دادند و خواستار شفاف سازي در حوزه موسيقي شدند.
شانزدهم بهمن هشتاد و چهار
منبع: موسیقی هنری ایران
------------------------------------------
● سال آمدن ساز به تلویزیون
یکی از مهم ترین اتفاقاتی که در سال ۸۶ در عرصه موسیقی کشورمان رخ داد و کمتر به آن توجه شد، نشان دادن ساز از طریق رسانه ملی بود. مدت ها بود که استادان موسیقی با این سوال مواجه بودند که مگر این ساز ایرانی چه اشکال ظاهری دارد که حتی آن را در سیما هم نشان نمی دهید؟، چرا باید یک جوان ایرانی گیتار و ماندولین را - به هر دلیل، - بشناسد، اما فرق دوتار و سه تار و تار را از هم تشخیص ندهد؟، و سوال هایی از این دست، که ناگهان یک قهرمان - که اتفاقاً اصلاً موسیقیدان نبود و از مفاخر عالم طنازی به حساب می آمد- از جعبه جادو بیرون آمد و برای اولین بار سازی را در سیمای جمهوری اسلامی ایران به رخ مخاطب برنامه طنز «چارخونه» کشید. بله، «جواد رضویان» یکی از مهم ترین چهره های عرصه موسیقی در سال ۸۶ به حساب می آمد، چه او بود که برای اولین بار این مهم را عملی کرد. البته سازی که رضویان به مخاطبان این برنامه طنز نشان می داد متشکل بود از یک پیت حلبی، یک دسته جارو و تعدادی سیم ترمز، ولی همین اش که فعلاً «مسخره ساز» را نشان می دهند، خودش پیشرفت بسیار بزرگی است.
در پست های قبل مطلب کامل را اورده ام (لینک مطلب)
منبع: افتاب
---------------------------------------------------------------
آینده ی نا معلوم
مساله نشان ندادن ساز در تلویزیون که دیگر قدیمی شده و آنقدر گفته اند ونشنیده اند که باید قبول کنیم مشکل از آنها نیست...
آنها از موسیقی فقط به عنوان برنامه پرکن و فضاسازی استفاده میکنند . حتما تصنیف سپیده ی شجریان و لطفی را در ایام دهه فجر زیاد شنیده اید!
همانطور که استاد شهناز گفته بود در وسط پخش یکی از آثارش تبلیغ پفک کرده اند!
و یا فرهنگ شریف که از پخش تارش بر روی برنامه آشپزی !!!(چه غذایی!)
اما در مقابل شاهد رفت و آمد گروه کثیری از عزیزان هنرمند پاپ هستیم که شبانه روز برنامه دارند و گویی در داخل خود سازمان سکونت دارند و جالب اینجاست که به قدری هنرمند هستند که شعر ،آهنگ ،اجرا و تهیه کنندگی آثار خود را انجام میدهند!
منبع:زخمه عشق
------------------------------------------------------
بعد از 25 سال بينندگان تلويزيوني ميتوانند شكل سازهاي ايراني را در تلويزيون ببينند
حسين فردرو - تهيه كننده “تماشاي بهار“ - در اين باره گفت: قصد بر اين است كه در شبكهي چهار سيما به طور آزمايشي برخي از خوانندگان برنامه داشته باشند و بعضي از سازهاي اصيل به نمايش درآيند. اين سازها شامل ني، دف، سه تار، سنتور خواهند بود.
گفتني است اين برنامه در گروه فرهنگ و انديشهي ديني شبكه چهار تهيه ميشود و مجري آن دكتر سيد حسن حسيني است.
- دقيقا همين طور است که مي گوييد. زمان صفويه ساز تحريم شد ولي موسيقي به طور کلي تحريم نشده بود و به صورت آواز روي منبرها و مراسم مذهبي رفت .آثار آن هنوز در اصفهان ديده مي شود.زماني که من دوره کودکي و نوجواني را مي گذراندم به خاطر دارم در مراسم روضه خواني منزل عمومي ها در اصفهان بهترين خوانندگان در لباس روحاني روي منبرها مي رفتند و مي خواندند. اساتِیدِی مانند تاج اصفهاني، اديب خوانساري. اين قشربه طور کلي "مذهبي خوان" بودند. پدر تاج از معممِین اصفهان و نام اِیشان تاج الواعظِین بود. به اِین ترتِیب روي منبراين موسيقي را به صورت آواز خواندن در مراسم مذهبي حفظ کردند.
از آنجايي که صداي ني مانند صداي تار و سنتور و سازهاي کوبه اي طرب انگيز نبوده و صدايش به صداي انسان خيلي نزديک است؛منع نشده است.خيلي جالب اينکه اوايل انقلاب که کسي جرات نداشت ساز دستش بگيرد، ني را که مي ديدند ايراد نمي گرفتند. من خودم زماني که مي خواستم بروم خارج از کشور. در فرودگاه گفتند که آقا اين جعبه چيست؟ شما ساز داريد؟ گفتم: بله. گفتند: چه سازي؟ گفتم: ني.نامه اي هم داشتم. چون در گمرک فرودگاه بايد نامه اي مي برديم با اين مضمون که ايشان اجازه دارند سازشان را با خودشان ببرند. مامور بازديد چمدان ها،در همان شلوغي ساعت 6- 5 صبح فرودگاه از من خواهش کرد:يک قطعه برايش بزنم.فکر کنيد در فرودگاه ساعت 6 صبح که آدم حواسش به چمدان هاست ساز زدن کار راحتي نبود ولي بالاخره براي جلب رضايت مامور جمله اي کوتاه زدم. گفت: به به!مي خواهم بگويم اين عشق به موسيقي در بطن جامعه بود به ويژه ني. خلاصه آن آقا چمدان ها را اصلا کنترل نکرد و گفت: برو، با يک گچ ضربدر مي زدند روي چمدان ها به اين معني که کنترل شده ولي چمدان هاي مرا بدون اينکه درش را باز کنند علامت زدند و رد کردند. اين تجربه در آن شرايط در من خيلي اثر گذاشت به طوري که آن را فراموش نمي کنم.
منبع:هنر و موسیقی
---------------------------------------------------------
گفت گو با سید حسام الدین سراج
به نظر شما ريشه اين نگاه در چيست؟
موسيقي امري تخصصي، و نه ساده، است. امروز موسيقيدان و جامعهشناس از طريق همكاري و هماهنگي توأمان با يكديگر ميتوانند اتفاقاتي را در جامعه به وجود بياورند. در حالي كه با وجود تضادهاي اين چنيني من همواره درگير اين سؤال بودهام كه اگر موسيقي حرام است چرا رسانه آن را پخش ميكند. اگر هم حلال است آيا همه موسيقيهايي كه مثلاً از تلويزيون پخش ميشود خوب و مفيد است؟
جوان ما در تلويزيون نه ساز ني را ميبيند و نه كمانچه را. فقط خوانندهها را ميبيند. به همين دليل همه دوست دارند خواننده شوند. سنتي خواندن هم كه به اين آسانيها نيست. اين كار رياضت كشيدن دارد! به همين دليل جوانها به جاي شاگردي كردن و رياضت كشيدن ميروند يك كليپ ميسازند و با صرف مقداري پول ميشوند «خواننده»!
آن وقت چون در اينجا سازها را نمايش نميدهند با آن كليپهاي قوي شبكههاي ماهوارهاي هم جذب موسيقي غير ايراني ميشوند. از طرفي نيز متأسفانه با وجه معرفتي موسيقي ايراني بيگانه ميشوند. موسيقي ما در حقيقت منادي حرف بزرگاني چون سعدي، حافظ و مولوي است كه هر يك منبع معرفت بودند. اين كوتاهيها آتش در خرمن دين هم ميزند. چون گاهي به نظرم اين هنر قدسي ميآيد.
آيا وقتش نرسيده بود كه موسيقي پاپ نيز توليد و عرضه شود؟
من به حفظ تعادل در جامعه معتقدم. به طور كلي مخالفتي با موسيقي پاپ ندارم. مشكل ما به بيتعادلي در برخورد با موسيقي برميگردد. يك روز ديديم كه تلويزيون فقط مارش پخش ميكند. بعد كمكم موسيقي ايراني شد همه چيز صدا و سيما و افراط در آن باعث شد تا هر ملودي ايراني و غير ايراني را با مثلاً ساز سنتور بنوازند. در ادامه از طرفي ميديديم كه از ميان هر يك صد اثر توليدي فقط يكي دو تا واجد ارزش است و از طرفي ديگر در بخش خصوصي هنرمنداني مثل مشكاتيان و شجريان با نهايت علاقه به كار مشغول بودند. اتفاقاً آثار آنها تأثيرگذار بود و مردم اقبال نشان ميدادند. پس در مقايسه متوجه ميشويم كه ظرفيت آن چيزي كه به نام موسيقي ايراني از رسانه پخش ميشد تا اين حد نبود. مشكل تلويزيون فقط در نمايش ندادن ساز خلاصه نميشد. آنها حتي از ساخت و پخش برنامههاي تحليلي موسيقي هم دريغ ميكردند. يادم هست كه در دهه پنجاه در برنامه راديويي گلچين هفته بهترين آثار قديمي و جديد را در واقع گلچين ميكردند. اين كار زير نظر هوشنگ ابتهاج ( ه . الف. سايه ) صورت ميگرفت و راهگشايي بود براي جواني كه به دنبال الگوي مناسب ميگشت. اما الآن الگوي جوان، فقط نامجويي و كسب شهرت است. من خودم هم به موسيقي پاپ گوش ميكنم. چون معتقدم چيزي كه ذهن و دل بيشتر آدمها با فطرت سليم انسان بپسندد، خودش ملاك و معيار است. اما در اين بين الگوسازي هم مهم است. موسيقي پاپ به جاي خود، اما اين موسيقي ملل است كه منبع فرهنگ و هنر است و شأن آن بايد رعايت شود. اما باز هم ميگويم كه در اينجا تعادل وجود ندارد.
به نظر شما چه راهكاري براي بهبود وضعيت موسيقي در صدا و سيما وجود دارد؟
بايد جانب تعادل را رعايت كنند. حتي زهد را كه خيلي توصيه كردهاند حافظ از نوع افراطي آن گريزان است. به فرمودة مولاي متقيان علي (ع): «الجاهل مُفْرِطْ اَوْ مُفَرِّطً" پس اعتدال خيلي مهم است. يعني هر چيز به جاي خويش نيكوست. منظورم البته جنبههاي سياسي نيست. موسيقي خوب و ارزشمند بايد پخش شود. مثلاً سيما ميتواند سازهاي ايراني را نشان بدهد. الآن حتي كارهاي مبتذل هم پخش ميشود ولي چون فقها نميبينند اعتراض نميكنند. حتي پرداختن به شخصيتهاي برجسته موسيقي ايراني مفيد است؛ اينكه چرا ما آدمهاي شاخص و سليمالنفسي را در اين حيطه داشتهايم. چون به دنبال تعالي واقعي بودند.
منبع: سایت سوره مهر
------------------------------------------------------
وی یکی از مهمترین علل فاصلهگیری جامعه از موسیقی ایرانی را برخورد توهینآمیز رسانهی ملی میداند و میافزاید: «توهینی که در صدا و سیما با نشان ندادن سازها به موسیقی میشود و باعث شده است تقریباً هیچ استاد برجستهي موسیقی ایرانی تمایلی به ظاهرشدن در تلویزیون نداشته باشد در این خصوص نقش مهمی بازی کرده است. وقتی شما تصویر همه جور ساز و خواننده و نوازندهای غیر از نوع ایرانیاش را میتوانید در صدها شبکهي ماهوارهای ببینید متقاضیان گیتار و پیانو و ویلن در کلاسهای موسیقیتان طبیعتاً بسیار بیشتر از متقاضیان تار و سنتور و سهتاری میشود که هیچ کس حتی نمیداند چه شکلیاند.».
با توجه به اینکه نمیتوان از نقشی که مراکز آموزش موسیقی در ایجاد حرکتها و جریاناتی برای شکست این رکود در موسیقی ایرانی میتوانند داشته باشند به راحتی گذشت، باید اذعان کرد که این مراکز این وظیفهای که از آنها توقع انجامش میرفت را به خوبی انجام نمیدهند. حال دلایلش چیست، قطعاً احتیاج به بررسی دارد. شاید بررسی این معضل در مراکز آموزشی یکی از مهمترین مسایلی باشد که مراکز سیاستگذار باید به آن توجه داشته باشند. به هرحال مهمترین اتفاقی که در مراکز موسیقی باعث عدم رخداد تحرکاتی برای ایجاد جریان متفاوت در موسیقی ایرانی است، بیانگیزگی هنرجو و استاد است. ساسان فاطمی در این باره میگوید: «نحوهي مطرح کردن این پرسش را مناسب نمیدانم چرا که خود به خود کمانگیزگی موسیقیدانان و هنرجویان را مفروض میگیرد. با این حال گمان میکنم که حق با شما باشد و این کمانگیزگی واقعاً وجود دارد. من بارها این را از دانشجویانم شنیدهام و دلم نخواسته جای آنها باشم.». وی دلیل این کمانگیزگی را چیزی فراتر از مباحثی که پیش از این یاد شد نمیداند و میگوید: «اگر نتوان در این مباحث علل این کمانگیزگی را پیدا کرد، دیگر نمیدانم کجا باید دنبال آنها گشت. شاید در توقعی که از خودمان و از موسیقیمان داریم. در انتظاری که از دانشگاه و تحصیل موسیقی و در تعریفهای عجیب و دور از واقعیتی که از چیزها داریم. توقعات و تعریفهایی که هر موفقیتی را پس از کسب آن برایمان بیمعنی و کوچک جلوه میدهد به طوری که نمیتوانیم خودمان را از شر این «خوب که چی؟» جاودانی خلاص کنیم. شاید به خاطر اینکه فراموش کردهایم که انسان برای این موسیقیدان نمیشود که حتماً پرچم یک حرکت انقلابی در این هنر را قبل از بقیه بلند کند یا شهرت جهانی و کیهانی به دست آورد یا پاسدار سختگیر یک رپرتوار مشخص به نام ردیف شود، بلکه خیلی ساده فقط برای اینکه موسیقی را دوست دارد.».
منبع:فرهنگ و آهنگ
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
گزارش كامل نشست خبري محمدرضا لطفي در تهران؛ |
آماده براي اجراي زندهي سراسري در تلويزيون
وي با بيان اينكه بنا به دعوتي خصوصي به جلسهي مديران راديو و تلويزيون رفته است اين مطلب را مفيد و زيبا دانست و گفت: براي من فقط مهم ايناست كه چه كسي براي موسيقي كار ميكند؛ دولت، بخش خصوصي، فرد و مطبوعات فرقي نميكند، من تنها وظيفه دارم كه از تخصصم براي آنان استفاده كنم.
لطفي به اعلام آمادگي خود براي برگزاري يك كنسرت زنده توسط تلويزيون كه در سراسر ايران پخش شود اشاره كرد و متذكر شد: در سال 72 اعلام كردم كه شب اول كنسرت ميتواند بدون دريافت هيچ هزينهاي مستقيم از تلويزيون پخش شود، چرا كه در بندرعباس، ايلام، سيستان و بلوچستان و همه جاي ايران موسيقي بايد طنين بياندازد.
وي تصريح كرد: اگر اين كنفرانس در هر جاي دنيا برگزار ميشد، من همين حرف را ميزدم؛ چراكه من يك آرمان يك عشق و يك ايده دارم.
او با ابراز اين مطلب كه توانسته است تكنوازي را در سطح بينالمللي به دو ساعت برساند، فرهنگ ايراني را فرهنگي دانست كه با شعر و آواز بيشتر رابطه برقرار ميكند.
وي اعلام كرد: 350 كنسرت تكنوازي و بداهه پردازي فقط در غرب انجام دادهام كه هيچ كدام شبيه قبلي نيست، چراكه اگر تماشاچي نپسندد و احساس كند كه كار تكراري است، ديگر به اجرا نميآيد. من همان سر صحنه حافظ باز ميكنم و شعر را بداهه در اجرا ميخوانم.
لطفي دربارهي اجراي آيندهاش گفت: از يكي از اساتيد كنسرواتور فرانسه كه 25-26 سال است در فرانسه پركاشن مينوازد، دعوت كردهام تا به تهران بيايد و احتمال دارد از يك دف يا چند دف يا يك گروه همخوان استفاده كنم كه البته همخوانها بايد آنقدر قوي باشند كه بتوانند بداههي مرا همراهي كنند.
۱۳۸۶
منبع: ایسنا
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آموزش موسیقی در ایران نقد شد وضعیت آموزش موسیقی در ایران با حضور مجید کیانی و حسین علیزاده در حاشیه برگزاری نمایشگاه موسیقی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
وی در انتقاد به مسئولان گفت : مسئولان در شناساندن موسیقی ایران در طول تمام این سال ها کوتاهی کردند چراکه معتقدم اگر یک شب موسیقی ایران با همه ارزشمندی های آن از رسانه ملی پخش شود نگاه مردم نسبت به این نوع موسیقی تغییر خواهد کرد اما به نظرمن دست هایی در کار است که می خواهند هویت موسیقی ارزشمند ایران را از ما بگیرد و به جرات می گویم برخی از مسئولان در جنبه های مختلف آموزشی و اجرایی به هنر موسیقی این مملکت خیانت کرده اند.
علیزاده در پایان افزود : متاسفانه باید متذکر شوم که بیشترمسئولان درکی از موسیقی ایران ندارند و در برخی موارد نمی دانند چه می خواهند و چه می گویند ؛آنها می گویند موسیقی ما باید فاخر باشد ولی توضیح نمی دهند که منظور از موسیقی فاخر چیست؟ اساسا وزیرارشاد نمی تواند بگوید که موسیقی فاخر چیست؛ به اعتقاد من این هنرمندان هستند که متر و معیار موسیقی فاخر و ارزشی را تعیین می کند و کسانی مثل لطفی ، شجریان ،علیزاده ، مشکاتیان و...باید با آثار خود موسیقی فاخر را به مردم و مسئولان بشناسانند.
خبرگزاری مهر
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ایت الله محمد ابراهیم جناتی(مرجع تقلید بنده)

مسآله ۲۹۷۸ . استعمال آلات لهوی که برای جا انداختن و پرداختن آ واز های نیکو و مقرون به شعر هایی که دارای مضمون عالی در بعد دینی َمذهبی َعرفانی َاخلاقیَ اجتماعی و سیاسی است مانعی ندارد .
منبع: رساله توضیح المسائل






